سیاست کودکانه!

۶ آبان ۱۳۸۷

گفتیم هیچ نگوییم و بازی بزرگان را به واژه های کودکانه مان نکشانیم، نه اینکه اعتقادی باشدمان که صلاح ملک خویش، خسروان دانند، که مملکت ما بود و صلاحش را، به اختیار خویش، به ایشان سپرده بودیم. راستش گفتیم ما را چه به بازی بزرگان؟!ایشان هم که شدید، بی خیال خیالات ما شده اند! احمدی نژاد را می گویم؛ رئیس دولت عدالت طلبمان را، که حالا چند وقتی است عجیب، هوای آشفته کردن دل و ذهن ما را در سر دارد انگار! و خوب هرقدر هم که خویشتن داری کنی، لاجرم این هوای آشفته در واژه ها جاری می شود دیگر!

همان روز اولی که زمزمه ی جعلی بودن مدرک دکترای کردان، در هوای سیاسی کشور پیچید، انتظار داشتیم جواب قانع کننده ای بشنویم، نشنیدیم! حتی رأی اعتماد گرفتنش هم نه به واسطه ی اثبات معتبر بودن این مدرک، که مثل خیلی وقت های دیگر، با هزینه کردن از حضرت “آقا” میسر شد؛ خبطی که خیلی ها حتی تذکرش را از جانب حسین شریعتمداری برنتافتند و کودکانه، مدیرمسئول کیهان را تهدید به شکایت کردند. بعدها اما ورق برگشت؛ ورقی که از همان آغاز هم برگشته بود، اما خیلی ها انگار دوست دارند نقش کبک را بازی کنند! با این همه بستن سایت الف و انداختن همه ی تقصیرها بر گردن علی لاریجانی، برای وزیرکشور جمهوری اسلامی، مدرک دکترا نمی شد! آب رفته را هم به جوی بازنمی گرداند!

دولتی را که رهبر عزیزمان برای دفاع ویژه از آن، همه ی اعتبار خویش را به میدان آوردند، برای آدمی مثل کردان، در معرض انتقادها و اعتراض ها و طنزها و تمسخرها قرار دادند، انگار که دفاع از دولت، فقط وظیفه ی ملت و رهبری است و خود دولتیان را وظیفه ای نیست! متولی، خود حرمت امامزاده را به سنگ تمسخر دشمنان و انتقاد دوستان سپرد!
و فکر کن چه تلخی غریبی داشت برای ذائقه ی عزت مند ایرانی که در پی مشاجرات پیرامون مدرک وزیر کشورشان، از اهالی سرزمین روباه پیر استعلام شود!
جالب این میان، حس مسئولیت پذیری و خدمت به نظام و ملت اغلب مسئولین ایرانی- اعم ازچپ و راست و میانه رو و رادیکال و اصولگرا و اصلاح طلب- است، که آدمی را عجیب تحت تأثیر قرار می دهد؛ همه ی هفتاد میلیون نفر هم که جمع شوند و خواهان استعفای ایشان، این حس مسئولیت پذیری و پاسداری از خون شهدا و اجرای منویات رهبری و پیروی از خط امام، مانع می شود!

من اما این روزها بسیار خشنود ترم و دل قرص تر، که به علی مطهری رأی دادم و حالا او هست که مثل خیلی ها اسیر مصلحت گرایی ها – و شاید هم منفعت طلبی ها- نشود و پای حرف حقش بایستد. گرچه مانده ام چطور او و احمد توکلی و خیلی های دیگر می دانستند که این مدرک مشکل دارد و خود صاحب مدرک حتی شک هم نکرده بود؟!

فکر کن علی کردان، حتی بعد از استیضاح ۱۴ آبان وزیر کشور باقی بماند و مشغول خدمت رسانی خالصانه!، آن وقت قرار است همه ی اختیار انتخابات حساس ریاست جمهوری به آدمی سپرده شود که در خوش بینانه ترین حالت، قدرت تشخیص جعلی یا اصلی بودن مدرکش را ندارد! و فکر کن جماعت دوم خردادی که از شدت جوگرفتگی، حتی وقتی خود مجری انتخابات بودند، در صحت آن تردید وارد کردند! سال آینده که همه نیک می دانیم محمود احمدی نژاد رأی می آورد، درباره ی صحت چنین انتخاباتی و اصرارهای کنونی رئیس جمهور بر وزیرکشور بودن کردان، چه قصه ها که نخواهند بافت.

میان این همه سؤال، ذهن من مدت هاست درگیر سؤالی دیگر است: ” مصطفی پورمحمدی چه خیانت یا خبط بزرگی مرتکب شده بود که بر خلاف رحیم مشایی و کردان شایسته ی هیچ دفاعی از جانب رئیس جمهور که نبود، هیچ، در گرماگرم شلوغی انتخابات مجلس، باید برکنار می شد؟!

یاعلی مدد

RSS