فضای شنیدن نظرات یکدیگر را تنگ نکنیم

۲۸ تیر ۱۳۹۱

 آنچه روز شنبه ی گذشته در نشست خبری سخنگوی شورای نگهبان روی داد، اتفاق خوبی نبود. اتفاقی که طی آن، عباسعلی کدخدایی در انتقادی شدیداللحن به رسانه ی دولت (روزنامه ایران) با الفاظی همچون کاغذپاره، مهمل بافی، رپرتاژ سیاسی، گزارش تجاری-سیاسی، یاوه گویی و …تهیه کننده گزارش “ایران” را متهم به گرفتن پول کرد و سپس اعتراض خبرنگار ایرنا نیز به اخراج وی از نشست منجر شد.

این اتفاق ِ خوبی نبودن، به هیچ روی به موضوع مورد بحث و موضوع اصلی جدل، یعنی اصل ۱۱۳ قانون اساسی ارتباطی نمی یابد؛ آنچنان که به سمت و سوی سیاسی ما نیز ربطی نخواهد یافت. سمت و سوی سیاسی مان ما را در هر سو بنشاند؛ تفسیر ما از اصل ۱۱۳ با هر طرف که موافق باشد، در نهایت آن جدل را نمی توان اتفاق خوبی قلمداد کرد.

راقم این سطور از همان طیفی ست که در ادبیات مدیر موسسه ایران (جوانفکر) و همفکران رسانه ای اش، تکفیری و اقتدارگرا خوانده می شوند. از جهتی دیگر هم، قبیله گرایی این حامیان ِ افراطی ِ رئیس جمهور آشکار است و نیک می دانیم تا گلیم زیر پای خودشان خیس نشود، سیلاب را نمی بینند و از سویی دیگر چنانچه لیوان آبی بر گلیم شان بریزد، می پندارند دنیا را سیل برده است! بنابراین کمترین داعیه ای برای دفاع از روزنامه ایران و خبرگزاری ایرنا و جوانفکر و همکاران رسانه ای شان ندارم؛ تفسیر و نظر شورای نگهبان در مورد اصول قانون اساسی هم برای ما فصل الخطاب است. سخن اما جای دیگری ست…

سخنگوی محترم شورای نگهبان، روز شنبه در حالی گزارش روزنامه ایران را تجاری و سفارشی و رپرتاژ نامید که اساساً آن گزارش توسط نویسنده ی ثابت روزنامه نگاشته شده و چیزی نبود که سفارش داده باشند و از بیرون رسیده باشد یا مستعاری آن را نوشته باشد؛ حداقل آنکه کسی مدرکی دال بر پول ویژه گرفتن ِ خبرنگار برای نوشتن آن گزارش تحقیقی – تحلیلی ارائه نداد.

 شورای نگهبان، شورایی غیرسیاسی و خارج از مرزبندی های رایج جناحی ست که سروکارش بجای مشاجره با این خبرنگار و آن روزنامه، با سند و مدرک و قانون و حقوق است. بنابراین گزاف نخواهد بود متوقع باشیم که از آن شورای محترم غیر از کلام مستند نشنویم؛ آنچنان که انتظارمان از سخنگوی آن شورای محترم این نیست که با ۴ صفحه گزارش و چند انتقاد (هر چند ناحق و غیرمنطقی) از مرز خویشتن داری گذشته و به وادی عصبانیت بیفتد. ضمن آنکه انتقاد شدید سخنگوی شورا را همه شنیدیم، اما آیا کسی هم هست که بداند چه توهینی به شورای نگهبان و دبیر محترم آن شده بود که سخنگوی محترم را چنین برآشفته بود؟ آن استهزایی که عباسعلی کدخدایی از آن سخن گفت و برای همین هم روزنامه ایران را کاغذپاره نامید، چه بود؟! این، سوالی ست که ندیده ام کسی برای آن جوابی داشته باشد!

 و اما مهترین نکته اتفاق شنبه، ایراد اتهام ِ پول گرفتن به خبرنگار بود. این اتهام، چندی قبل نیز توسط ریاست مجلس شورای اسلامی روی داد و علی لاریجانی که حمایت خبرگزاری های فارس و مهر از حدادعادل در انتخابات ریاست مجلس نهم، او را زیاده آزرده کرده بود، این دو رسانه را متهم به پول گرفتن کرد!

این اتهام، یکی از همان اتفاقاتی ست که نباید روی دهد و باب شود. اینگونه که پیش رود، دولت نیز می تواند رسانه هایی را که در بحث تفسیر اصل ۱۱۳ با شورای نگهبان هم نظر بوده اند، متهم به پول گرفتن از این شورا کند! آنچنان که حامیان رقیب لاریجانی نیز، راه را باز خواهند دید که همین اتهام ِ پول گرفتن را به رسانه های حامی وی وارد کنند. این اتهام، سرنیزه ای یک سویه نیست که بتوان آن را تنها به سوی رقیب گرفت. ایجاد فضای اتهام زنی های بی سند، شایسته ی جامعه ی اسلامی نیست و مسئولین محترم باید مراقب باشند که مبادا رفتار و گفتارشان ناخودآگاه برای چنین اتهام زنی هایی چراغ سبز محسوب شود و این رفتارهای غلط باب شود؛ رفتار غلطی که لاجرم دودش به چشم همگان خواهد رفت. 

اتفاق ِ بد ِ دیگر آن است که اگر خبرنگار برای دادن ِ نظر خود در مورد تفسیر ِ فلان اصل قانون اساسی هم آزاد نباشد، اگر نتواند در مورد کاندیداهای ریاست مجلس، بی ترس از اتهام خوردن نظر دهد، پس دیگر این آزادی بیان، کجا اعمال می شود؟! همین امر را به اخراج خبرنگار از نشست هم می توان تعمیم داد و متوقع بود که مسئولین محترم با سعه صدر بیشتری رفتار کرده و قضاوت را به مخاطب بسپارند. اگر باب شود که هر مسئولی که نظر فلان رسانه را نپسندید و مخالف دید، خبرنگار آن رسانه را به پول گرفتن متهم سازد یا اگر هر خبرنگاری از مسئولی انتقاد کرد، از نشست خبری اخراج شود، دیگر کدام فضا برای تبادل آراء و شنیدن نظرات یکدیگر باقی خواهد ماند؟

و در آخر از ذکر این نکته نتوانستم بگذرم که برخی حامیان افراطی رئیس جمهور، خصوصاً همین جناب جوانفکر و همکاران رسانه ای اش، استعداد غریبی دارند و حتی تلاش زائدالوصفی تا حامیان منصف دکتر را به منتقد، منتقدینش را به مخالف و مخالفینش را به دشمن ِ دکتر تبدیل کنند. تا جایی که حتی یک اختلاف نظر عادی در تفسیر یک اصل قانون اساسی را به دشمنی میان دو نهاد حکومتی مبدل سازند (وگرنه که سخنگوی شورا چند بار تأکید کرد که ما با رئیس جمهور مخالف نیستیم و خبرنگار ایرنا تأکیدی دروغ داشت که شما به رئیس جمهور توهین کرده اید!) اتفاقی که در سال های اخیر با انحصارطلبی این جماعت، مدام از تعداد آن ۲۵ میلیون ِ سال ۸۸ می کاهد و متأسفانه، دکتر احمدی نژاد هم به دلیل انحصارپذیری و نیز اعتماد بیش از حد به انتخاب های خویش، حواسش به آن نیست.

مطالب مرتبط:

رطب و یابس بهم بافتن های یک عدد مشاور رسانه ای

آقای جوانفکر! عفو ملک زاده مولوی بود یا ارشادی؟

RSS