مرزبانان ایرانی را با عملیات نظامی آزاد کنید

این نوشته یک تقاضا از فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ست…

از همان روزی که سربازان ایرانی را این گروهک تروریستی تازه فعال شده به گروگان گرفتند، مشهود بود که کار با مذاکرات پشت پرده دیپلماتیک حل نمی شود؛ از تجربه های گذشته معلوم بود که نه ایران اهل امتیاز دادن به گروهک های تروریستی و تن دادن به خواسته های آنان است و نه این گروهکچه ی وحشی و سبک مغز دگم می تواند بفهمد که گفت و گو و مذاکره یعنی چه! این میانه می ماند ایران و همسایه اش پاکستان که بخواهند با هم دور میز بنشینند و حل و فصل ماجرا کنند که به آن هم نمی توان امیدی داشت؛ دولت پاکستان خودش بیشتر از ایران زخم خورده ی تروریست های وهابی این منطقه هست و حتی اگر بخواهد هم، توان رویارویی با آنها را ندارد. اوضاع پاکستان البته وحشتناک تر از این بی عرضگی هاست؛ اگر بتواند این گروهک را هم قلع و قمع کند، رفقای جیش العدل در جای جای پاکستان نفوذ دارند که بتوانند با عملیات های تروریستی آن قدری ابراز وجود کنند که دولت ضعیف پاکستان را از مبارزه با خود منصرف کنند. حالا اینکه اساساً پاکستان با وجود دلارهای وهابی-عربی پشت سر چقدر می تواند انگیزه ی چنین رویارویی ای را داشته باشد، خود بحث دیگریست. آن هم پاکستانی که در هفته های اخیر برای جلب نظر دولت عربستان از موضع ظاهراً بی ظرف خود در قبال جنگ در سوریه کنار کشیده و صحبت از برکناری اسد و سرکار آمدن دولت انتقالی می کند تا عربستانی ها با پول بادآورده ی نفت شان هوای پاکستان را داشته باشند و تسلیحات نظامی را هم از پاکستانی ها دریغ نکنند. همین که پاکستان برای خرید موشک و اقلام تسلیحاتی نیازمند عربستانی هست که خودش از این طرف و آن طرف تجهیزات نظامی اش را جور می کند، نشانگر سطح دولت پاکستان است!

حال آیا عاقلانه است چشم به حل ماجرا از کانال دیپلماسی با پاکستانی ها داشته باشیم؟

کمپین های اینترنتی قدم های ناچیزی ست که به تنهایی راه به جایی نمی برد. وقتی هم خطاب به بان کی مون و رفقایش نوشته می شود، همان قدم ناچیز هم نیست و صرفاً حس همدردی آدم را ارضا می کند. محکومیت های بان کی مون چه دردی از خانواده های سربازان ایرانی دوا می کند؟ اویی که حواسش پی دفاع از قاچاقچی های مواد مخدر و مجرمین غیراخلاقی ایران است، می تواند درک درستی از تروریسم علیه ملت ایران داشته باشد؟ بعید می دانم. البته همین که زحمت داده و محکوم می کند، خوب است؛ اما این خوب بودن، سربازهای ایرانی را آزاد نمی کند! در این قضیه، اقدام خوب گرچه باید باشد، اما به کار نمی آید؛ اقدام به دردبخور به کار می آید که علی الحساب یافت می نشود؛ گشته ایم ما!

(یک نکته ی داخل پرانتز هم اینکه کاش کمپین های آزادی مرزبانان ایرانی بجای فضای مجازی در فضای حقیقی بروز می یافت و مساجد و هیئت های مذهبی و … برنامه های ویژه برای این اتفاق در نظر می گرفتند؛ یاد شمع های روشن مردم مالزی برای هواپیمای گمشده شان افتادم… راستی! فیس بوک فقط به درد قرارهای آب بازی می خورد؟ پلاس فقظ به کار دعوت برای تجمع مقابل سفارت و فرودگاه مهرآباد می آید؟ نمی شود به درد جمع شدن دور هم برای دعای آزادی مرزبانان مان و تجمعی برای رساندن صدای اعتراض مردم ایران به دنیا هم بخورد؟)

و اما اصل کلام؛ اگر قرار به نامه نگاری برای آزادی مرزبانان ایرانی باشد، باید برای سردار عزیز جعفری و قاسم سلیمانی (فرمانده کل سپاه و فرمانده نیرو قدس سپاه) نامه نوشت و اگر قرار به تقاضا هست، از آنان تقاضا شود که چقدر باید تن به مصلحت های داخلی و بین المللی داد و برای عملیات نظامی علیه مهره های دست آموز سعودی ها که امنیت جنوب شرق ایران را به بازی گرفته اند، خویشتن داری به خرج داد؟! آیا قرار است همچنان و پس از اعدام یکی از مرزبانان ایرانی توسط تروریست ها، منتظر بمانیم تا گفت و شنودهای شیک دیپلماتیک و شام و صبحانه های کاری و ابراز تأسف ها و محکوم کردن ها و سفیر احضار کردن ها برای خانواده های این عزیزان، پدر و پسر شود و مرزبان های ما را برگرداند؟ این میانه اگر قرار است دیپلماسی به کمک بیاید، فقط در همین سطح باید کمک کند که بتواند دولت پاکستان را وادار به موافقت با ورود نظامی ایران به خاک خود کند.

آن لبخندها و دست دادن های شیک دیپلماسی شاید در حد اهالی وزارت خارجه باشد، اما این همه خویشتن داری در مقابل دزدیدن شهروندان بی گناه ایرانی در شأن نیروی نظامی این مملکت نیست؛ حالا هر قدر هم برای ما از پیچیدگی های سیاسی و نظامی این قضیه و تلاش های محرمانه ی دیپلماتیک سخن بگویند، اما تلاشی که منجر به آزادی مرزبانان یا حداقل تضمین برای عدم تکرار این اتفاق در آینده نشود، تلاش نیست؛ حرف است و باد هوا! نمی شود که نشست و ابراز تأسف کرد و منتظر ماند که هر لحظه خبر اعدام یکی از مرزبانان ایرانی برسد!

من فکر می کنم به جای چشم داشتن به تلاش های دولتی که توان ایجاد امنیت در مساجد و حسینیه های وسط شهر خود را هم ندارد، چه رسد به مرزها؛ بهتر است مثل همیشه روی پاهای خودمان بایستیم؛ این روی پای خود ایستادن هم از کانال های نظامی رد می شود، نه شام و ناهارهای کاری و ابراز تأسف و محکومیت هایی که بجای خود لازم است، اما کافی نیست و اینجا هم به کار نمی آید. با آدم هایی که زبانشان زبان گلوله و قتل و وحشیگری ست، باید با گلوله حرف زد. وقتی شمر شمشیر می کشد، عباس به تماشا نمی ایستد!

این متن بهانه ایست برای درخواست از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که ختم این غائله را و بازگشت زنده ی مرزبان مان را و عدم تکرار این گستاخی وحشیگرانه را پس از لطف خدا، بسته به حضور تمام قد نیروی نظامی تحت امرشان می دانیم. من تقاضایم را نوشتم، شما نمی نویسید؟

۲۵ پاسخ برای ”مرزبانان ایرانی را با عملیات نظامی آزاد کنید“

  1. masoud می‌گه:

    انشاالله خداوند و دعاهای خیر حضرت بقیه(عج) در پشت سر بچه های سپاه قدس باشد.

  2. میلاد می‌گه:

    وقتی درکی از دیپلماسی و سیاست خارجی نداری بهتره یه لیوان آب خنک و یه قرص آرام بخش بخوری و بشینی توی خونه و بزاری آدم هایی که فهمشون بیشتر از من و تو هستش کارهای لازم رو انجام بدن… دوره شعبون بی مخ ها و طرفدارانشون خیلی وقته تمام شده…

  3. شورشگر می‌گه:

    جناب مازیار، کافر همه را به کیش خویش پندارد! حزب الله مانند شما خشک و غیرمنطقی نیست

  4. یکی می‌گه:

    خانم آسوپار! چه خبر از آقا مهرداد بذرپاش؟ دولتی که توان حمایت از مساجد و حسینیه ها را نداشت رفت! همان دولتی که افراد بیسوادی چون شما زیر سایه حمایت آن دولت نام روزنامه نگار روی خود گذاشتید!

  5. مسعود می‌گه:

    چیزی که در مورد این گروه جالب اینه که اهل دروغ نیستند، گفتند کشتیم..کشتن
    گفتن آزاد کردیم، آزاد کردن…و جالب که برخیا میخاستن اینا رو تروریستی معرفی کنند اما معلوم شد خیلی از مولوی عبدالحمید حرف شنوی دارن..
    به هرحال خانوم عزیز منم مثه هر ایرانی از شهادت گروهبان دانایی فر متاثر شدم، صرف برای بسته نبودن چشمامون میگم
    به وبلاگ عدالت نیوز سر بزنید، چیزای جالب از ظلم های شدید به مردم بلوچ گفتم، امیدوارم امروز نقطه عطفی در بازنگری نگاه حکومت به این خطه باشه انشاالله

  6. مرتضی می‌گه:

    حالا که مرزبان ها آزاد شدن چه نظری دارید؟؟؟؟
    اگر حمله نظامی صورت میگرفت اولین کاری که اونها می کردن کشتن گروگانها بود. موضوع به این سادگی رو نمی تونید بفهمید؟؟؟

  7. سعید می‌گه:

    خانم جان ، همه جیش العدل را یکجا جمعشان کن ، نگذار آنجا تکان بخورند بعدش ای به چشم سپاه و قاسم سلیمانی می روند و حقشان را کف دستشان می گذارند.
    خانم عزیز اگر کار به این آسانی بود سپاه هیچگاه منتظر اجازه من و شما نبود. با این وضعیت حساب کن اگر حمله ای صورت بگیرد چقدر اتباع بیگناه پاکستانی و ایرانی کشته خواهند شد و بعدش هم پاکستان مثل چغندر ایستاده است و جم نمیخورد.
    متنی که به اسم حزب الله نوشته ای دستاوردش تنها گزافه گویی و خیالپردازی و بیفکری برای حزب الله است .سود دیگری از این متن عاید حزب الله نمی شود.

  8. سید می‌گه:

    احساسات غلیان کرده بود خواهر گرامی؟! حالا که با مذاکره آزاد شدند، فکرشو نکردید که مثلا اگر هم حمله می کردند و اقدام نظامی، گروگان ها هم به احتمال زیاد کشته می شدند؟ لطفا مطلب هم خواستید بنویسید، جوری بنویسید که مایه تمسخر دیگران نشوید.
    آنچه که شما از تلاش های دیپلماتیک نام بردید فقط ظاهر قضیه است، ممکن است گاهی شرایط ایجاب کند که مثلا نهادی نظامی مثل سپاه، خود در پس پرده، دیپلماتیک عمل کند.
    پس خواهشا اگر حتی با دولت فعلی هم مشکل دارید، منطق و انصاف داشته باشید و تا از زوایای پنهان ماجرایی خبر ندارید، اینگونه بی مهابا اظهار فضل نفرمایید.

    • احسان نامدار می‌گه:

      خانم عزیز!هیچ می دانی اهل سنت درتمام پایتخت های دنیا-حتابلاد لامذهب وبه قول شما«کفر»-مسجددارند امادرپایتختی که ولی امرمسلمین جهان!(تهران)سال هاست اجازه یک نمازخانه ی ساده هم به آنها نمی دهند!
      آیامی دانید درشهرهای کردستان که صددرصد سنی شافعی هستند ده ها مدرسه وخیابان به نام فاطمه زهرا(س) امام علی امام سجادو….وجوددارد وهیچ مکان عمومی به نام خلفاوصحابه پیامبر ،عمر وابوبکر وعثمان وجود ندارد!
      چراریشه ها روواکاوی نمی کنید. اینکارها عکس العملی است به برخورد تبعیض آمیز وگاهی ظالمانه ی برخی از سردمداران ما. البته من نه سنی هستم ونه لامذهب!

      • کبری آسوپار می‌گه:

        پس چطور در قشم به اسم عمر ابن خطاب مسجد هست؟
        هیچ کدام این ها هم مجوز تروریسم نیست

        • سعید می‌گه:

          خانم اسوپار
          راستی لحظه ای خودت را جای بلوچها بگذار. به عقیده ات توهین کنند. به حسابت نیاورند. آدم حسابت نکنند. فریاد دادخواهیت را کسی نشنود چه کار می کردی؟
          من هم با خشونت مخالفم و هیچگاه و در هیچ موردی به آن فکر نخواهم کرد ولی انتظار ندارم گروه جیش العدل هم مثل من فکر کند.
          به هر حال به خیر گذشت و امیدوارم دولت مردان ما آنقدر با شعور باشند که مشکل را ریشه ای حل کنند.
          موفق باشید

        • سعید می‌گه:

          مشخص است برای اینکه شما هم در قم مسجد حضرت علی (ع) امام حسین (ع) و …. داری
          قشم شهری سنی نشین است. دوست عزیز به جای این بحثها هم بهتر است یاد بگیریم به همدیگر و حقوق همدیگر احترام بگذاریم

  9. ابومصعب می‌گه:

    سلام شما گفتید جیش العدل وهابی هستند در صورتی که این کاملا دروغ هست هیچ کدوم ازما اهل سنت خودمون رو وهابی نمیدونیم اصلا ما وهابی نداریم من برای اشنایی شما میگم وهابیها یک گروهی بودند که در قرن هجدهم تا نوزدهم از بین رفتند اما حالا یه چند سالی هست که شما شیعیان هر جا اختلاف پیدا میکنید با اهل سنت میگید اینها وهابی هستند یعنی کلمه وهابیت بهانه ایی شده برای مخالفت با اهل سنت و برای سرکوب اهل سنت کلا شما شیعیان زیاد دروغ میگید و تهمت میزنید در ایران تبعیضات زیادی در حق ما اهل سنت میشه و در بسیاری از موارد رسانه های شیعه به مقدسات ما توهین میکنند البته نه مقدسات ما بلکه مقدسات اسلام . تا زمانی که این موارد وجود داشته باشه هیچ وقت وحدت به وجود نمی اید

  10. شیرازی می‌گه:

    جیش العدل گروهکی تروریستی هست، در این شکی نیست…. منتها شما مشکلتان با اهل تسنن چیه؟ درسته که در این نظام آزادی عقیده و بیان وجود نداره و تبعیض شدیدی بین شیعه و سنی و حتی شیعیانِ حکومتی و غیر حکومتی وجود داره و ولی فقیه هم مسبب تمام این تبعیضات هست(چون اعتراضی به اونها نمی کنه)، ولی شما نباید که راه نظام رو پیش بگیرید که و این سخنان موهن رو بر زبان بیارید:
    این جمله خیلی زشت هست: «آنقدری از مولوی عبدالحمید حرف شنوی دارند که ممکن است بی اجازه ی او دست به گروگان گیری و قتل نزنند :) »

    این یعنی توهین مستقیم به این فرد … شما به رهبرتون که می رسید آنچنان مدح و ثناش می کنید که حال آدم به هم می خوره، بعد به رهبر اهل سنت که می رسید، اینچنین بهش توهین می کنید؟! چرا چونکه حرفش بُرش داشته و تونسته گروگان ها رو آزاد کنه(همان چیزی که صدا و سیما اشاره ای هم به آن نکرد).
    خب رهبرتون که هفته ای دو ساعت حرف های صد من یه غاز می زنه و ۹۰ درصد سخنانش هم به پرخاش به غرب و آمریکا اختصاص داره، حتی سخنی از این افراد به میان نیاورد چه برسد به اینکه موجب آزادی آنها شود، ولی این فرد(مولوی عبدالحمید) توانست…. این باعث ناراحتی شما شده…

    • کبری آسوپار می‌گه:

      ایشون رهبر اهل تسنن نیستند؛ بزرگتر برخی اهل تسنن سیستان هستند. وگرنه کردستان و گلستان که حسابشان جداست کلاً :)

      • شیرازی می‌گه:

        حالا گیریم که رهبر همان تسنن سیستان و بلوچستان اصلاً! تسنن سیستان و بلوچستان که خیلی قبولش دارند؛ حالا اهل تسنن شهرهای دیگه رو کاری نداریم.
        بقیه رو فرض می گیریم که مثل بقیه مردم ایران . رهبرشان خداست…
        وقتی رهبر شما ولی امر مسلمین جهان هست !!!! ، بذارید ایشون هم رهبر کل تسنن ایران باشه. به جایی بر می خوره؟؟!!
        به حق عجایب هفتگانه! طرف هنوز توی کشور خودش هم حتی جایگاه چندانی نداره، بعد ذوب شدگانش اون رو ولی امر مسلمین جهان می نامند! همان مسلمینی که ۸۵ درصدش فقط اهل سنت هستند!! (حالا چند درصد همان باقیمانده که میشند شیعیان جهان، ایشون رو قبول دارند بماند! شاید چند صد هزارنفری در ایران + حزب الله لبنان آنهم شاید به دلایل خاصی که بماند.)
        این گزافه های ریزه میزه فقط از عهده نظام مقدس و حومه بر میاد… نه؟
        به هر حال شما اصل حرف و عمل رو بگیر! اصل حرف این بود که این فرد موجب آزادی این مرزبانان شد و صدا و سیما هم بخاطر اینکه ملت، این فرد رو تحسین نکنن، شتر دیدی ندیدی!!
        و شما بجای تشکر، اومدی و به ایشون توهین می کنی! چرا؟ چون برآشفته شده اید و دلیلش را هم گرفتم!
        بگذریم…. کاپوچینوی شما سرد نشود!

  11. شیرازی می‌گه:

    در ضمن در چنین مواردی، سپاه بدرد نمی خوره! سپاه توانش در حد سرکوب معترضین و مردم داخل کشور است و به درد این کارها نمی خوره و کار رو خراب تر می کنه…
    در چنین مورادی، اگر تصمیم به اقدام نظامی گرفته بشه، باید کامندونهای زبده ارتش وارد عمل بشند…

    • کبری آسوپار می‌گه:

      سپاه و ارتش برای ما فرقی ندارد؛ ولی همین تابستان سال ۹۰ وقتی امثال شماها مشغول لم دادن روی مبل و چیپس خوردن و وی اوی ای دیدن تان بودین، نیروهای سپاه با پژاک می جنگیدند و شهید می دادند و دشمن را عقب راندند… بگذریم؛ چایی تون سرد نشود!

      • شیرازی می‌گه:

        نه نفرمائید! چطور فرق ندارد؟! نوشتن در روزنامه ی متعلق به سپاه و سپاهی که نیروهای نظامیِ ایدئولوژیک نظام هستند تا از نظام دفاع کنند(پاسداران انقلاب اسلامی)! این سپاه با ارتش ملی-میهنی که هیچگاه حتی به زور هم حکومتی نمی شود و همیشه در کنار مردم هست و اولویتش مردم هست نه نظام، از نظر شما یکسانند؟!
        شما از کجا میدونید که من در آن تابستان مشغول لم دادن روی مبل و چیپس خوردن و VOA تماشا کردن بوده ام!! جلّ الخالق! نکنه دوربین مدار بسته توی خونمون کار گذاشتید؟؟!!
        نه! دیدی خواهر جان! اشتباه کردی! احتمالاً خونه یکی از آقا زاده ها بوده، شایدم خونه یکی از رصدچی های نظام(که شبکه های ماهواره ای رو رصد می کنند و حرص می خورند)، یا یکی از همین سپاهیان… آخه همشون که درگیر با پژاک نبودند که، بودند؟… چون من با اجازتون VOA تماشا نمی کنم! یعنی مدتهاست که فرکانسش عوض شده و دنبال یافتنش نرفتم. بی بی سی هم هی هفته ای نیم ساعت شاید! برنامه های شبکه من و تو گاهی می بینم و قبلاً هم سریال حریم سلطان می دیدم(خرم سلطان خوشکله نه؟)….
        جنگی که سپاه در آن ناحیه انجام داد جنگ توپخانه ای بود، نه نفوذ مستقیم نفرات جهت آزاد سازی گروگان! یعنی در فاصله چند کیلومتری می ایستادند و ترق و تروق گلوله توپخانه می فرستادند به سمت پژاک! انتظار ندارید که با توپخانه به جنگ گروگان گیرها بتونند برند! آخه اینجوری دخل گروگانها هم با آن گلوله ی توپ میاد…
        خواهر جان! بهترین راه این هست که…. اگه گفتی چی هست؟ پیشگیری! بهترین راه حفاظت سفت و سخت تر از مرز است با چی؟ با کشیدن دیواری سراسری بین دو کشور و ترجیحا کل مرز شرقیِ کشور تا هم نفوذ مواد مخدر بشدت کاهش یابد و هم مانع این عملیات تروریستی شود. البته نه دیواری که به امان خدا رها شود! در امتداد این دیوار و در فواصل دو کیلومتری، یک پاسگاه ساخته شود… تجهیزات دید در شب و دوربین های قویِ رصد منطقه ی بین دو پاسگاه وجود داشته باشد…
        بگذریم… آب هویج بستنی تان گرم نشود! ؛) ……یکبار هزینه، یک عمر آسودگی! :)

درج یک پاسخ