یک وجب دل

دلانه‌نویسی‌های سیاسی و ادبی کبری آسوپار
چرا اصولگرایان انتخابات را باختند؟
نویسنده:
۲۷ خرداد ۹۲

پاسخ مردم به سالیانی که در جدل گذشت

مشی حرفه‌ای در بازی دموکراسی، یعنی آنکه وقتی در انتخابات شکست خوردید، آن را بپذیرید و از سر رعایت اخلاق رقابت به فرد پیروز تبریک بگویید. این اما همه ماجرا نیست؛ آدم‌های سیاست وقتی شکست می‌خورند، باید بنشینند و تمام دلایل شکست را یکی یکی از میان عملکردهایشان بیرون بکشند تا دریابند این اتفاق چرا روی داده و چگونه از تکرار آن می‌توان جلوگیری کرد. این بررسی دلایل شکست در فضایی خارج از تعصبات جناحی و عصبیت سیاسی با مقصر قلمداد کردن یکدیگر و انداختن مسئولیت شکست بر گردن یکدیگر کاملاً متفاوت است که هر چه آن اولی سازنده و رو به رشد است، دومی تخریبی است و انفعالی. 

اصولگرایان بر خلاف آنچه پیش‌بینی می‌شد (و خود من هم در نوشته هایم به هیچ روی شکست اصولگرایان را پیش بینی نمی کردم) انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را باختند و گرچه که رقیب با رأیی شکننده و تنها با ۲۵۰ هزار رأی در مرحله اول پیروز شد، اما اصولگرایان نیز رأیی درخور کسب نکردند و حالا پس از آنکه با پذیرش شکست و تمکین به قانون و تبریک به رقیب، اخلاق حرفه‌ای خویش را به نمایش گذاشتند، وقت آن است که دلایل شکست خویش را بررسی کنند. راستی، اصولگرایان چرا باختند و نقش عدم ائتلاف در این شکست چقدر بود؟!

شاید کمی غیرقابل قبول به نظر برسد؛ اما واقعیت آن است که اصولگرایان حتی اگر در مرحله نهایی انتخابات به ائتلاف هم می‌رسیدند، باز هم انتخابات را باخته بودند؛ چه آنکه اساساً ساده‌لوحی خواهد بود که چنین باختی را تنها در عملکرد دو سه هفته اخیر اصولگرایان جست‌وجو کنیم و از آنچه در طول حداقل چهار سال اخیر روی داده، غافل شویم. ائتلاف یک اتفاق مثبت در فعالیت‌های سیاسی محسوب شده، اما نقطه پایانی یک عملکرد سیاسی مناسب است؛ یعنی وقتی جریانی عملکرد مناسب برای جلب اعتماد مردم را در طول یکی دو سال منتهی به انتخابات داشته باشد، در مرحله آخر، آن ائتلاف درون گروهی می‌تواند برای پیروزی در انتخابات مؤثر واقع شود. اما وقتی عملکرد چند ساله آقایان اصولگرا مبتنی بر اشتباهاتی است که عملاً باعث عدم اعتماد مردم می‌شود، چرا همه مسئولیت شکست را بر گردن عملی نشدن ائتلافی بیندازیم که فقط قصه هفته پایانی منتهی به انتخابات است؟! بهتر آنکه برای هر چیز به قامت خودش سهمی در این شکست قائل شویم.

اصولگرایان چهار سال گذشته را به جدل‌های بی‌سود میان سران خویش گذراندند و اوج این جدل‌ها در مشاجرات مکتوب و شفاهی سال گذشته میان سران سه قوه روی داد که بارها نیز برای انجام آن از رهبری تذکر گرفتند. اصولگرایان زمانی که باید برای پیروزی جریان‌شان در انتخابات ۲۴ خرداد برنامه‌ریزی می‌کردند، مشغول مصالحه میان لاریجانی و احمدی نژاد بودند که صحن خانه ملت را عوض از محکمه مشاجرات خویش گرفته بودند! اصولگرایان هنگامی که باید به فکر راه‌های جلب اعتماد ملت برای در دست گرفتن دوباره کرسی چهارساله جمهوریت نظام می‌بودند، داشتند خون دل نامه نگاری‌های آن لاریجانی دیگر و احمدی نژاد را می‌خوردند! اصولگرایان فرصت انتخابات را معطل لجبازی‌های دولت بر سر مرتضوی و مشایی و ملک زاده و. . . بودند و مشغله سؤال‌های بی‌سود از رئیس‌جمهور در صحن علنی مجلس را داشتند؛ ما در اشتباهی تام و تمام، جریانی را بزرگ کرده و از آن دیو ساختیم که باید مسئله فرعی مان می‌بود؛ دولت که خویش را از دایره‌ی اصولگرایی بیرون قلمداد کرده و مهم برایش خط قرمزهای خودش بود و اگر هم از انتخابات حرفی به میان می آورد، مقصودش فقط رأی آوری مشایی بود؛ اما مجلس در رأس امور! هم دغدغه اش رویارویی با دولت بود و انتخابات و پیروزی اصولگرایان در آن برایش اولویتی نداشت… مثلاً علی لاریجانی به عنوان رئیس مجلس اصولگرایان برای پیروزی اصولگرایان در انتخابات چه کرد؟ حتی قدر ریاست خودش بر مجلس هم این ریاست جمهوری برایش مهم نبود؛ چه آنکه خود را خارج از بازی می دید! احمدی نژاد هم پس از رد صلاحیت کاندیدایش، خود را خارج بازی دید؛ به همین راحتی! گویی دیگی که برای ما نمی جوشد…

زمانی که مردم دلشان می‌خواست با انتخاب احمدی نژاد اوج یکدستی حاکمیتی را مشاهده کنند، رئیس‌جمهور به خاطر یک وزیر روی به خانه نشینی آورد و رسانه‌های معاند دهان به القای حاکمیت دوگانه گشودند. مخالفین اصولگرای احمدی نژاد هم تندروی در انتقاد به دولت را به انتقاد دوستانه ترجیح دادند و لجبازی‌های دولت را تشدید کردند. از نگاه مردم، اگر قرار بر جدل باشد، پس چرا این ملت باید در انتخاب های خویش،  یکدستی مسئولین را در نظر بگیرد که امور مملکت بهتر پیش رود؟! مردم اگر از اصلاح طلبان روی برگرداندند، از سر نیازی بود که به آرامش سیاسی و اجتماعی احساس می کردند و تئوری پردازی های خاتمی خسته شان کرده بود؛ اما اصولگرایان در مجلس و دولت توانستند این آرامش را برای مردم فراهم آورند؟!

اصولگرایان در شعف کاذب حاصل از برد هفت انتخابات پشت سر هم، با تحلیلی نادرست، خویش را در فضای صلح و بی‌رقیبی دانستند که دیگر بیمی از شکست‌شان نبود. رقیب را ضعیف دیدند و خود را یکه تاز میدان و همین شد که تذکرات رهبری را هم برای علنی نکردن اختلافات پشت گوش انداختند؛ وگرنه اگر کمی اعتبار برای رقیب و احتمال برد برای او در نظر گرفته می‌شد، لاجرم این نمی‌شد که سران اصولگرا اینگونه در مقابل چشم مردم و بیگانه تعاملی اختلاف برانگیز داشته باشند و مجلس و دولت، اعتماد میلیونی ملت را هزینه‌مشاجرات بی سود و بعضاً شخصی خویش کنند! طبیعی خواهد بود که مردم نسبت به جریانی که سران آن اینگونه با هم تعامل می‌کنند، بی‌اعتماد شوند.  اختلافات دولت و مجلس در سال‌های گذشته زیاد بود و بعضاً با تدبیر رهبری حل و فصل گردید و حتی وقتی مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم روی نمود، به جای فضای همدلی برای حل مشکلات مردم، کینه توزی‌ها رخ نمود و هر کس دیگری را متهم کرد که خود را مبری کند!

این میانه برخی هم بودیم که آن جریان اطراف دولت را که آقا مسئله‌ای فرعی دانستند، اصلی کردیم و اعتماد به نفسی برای اصلاح‌طلبان مهیا کردیم که همه خدمات دولت و مجلس اصولگرا را زیر سؤال برند و همه دستاوردهای مثبت آنها را نیز به پای چند اشتباه قربانی کنند. ما به جای برشمردن و پر رنگ کردن همه خدمات مثبت اصولگرایان در مجلس و دولت مدام بر طبل اختلافات نه چندان مهم کوبیدیم؛ کسی صدای خدمات ارزنده اصولگرایان را نشنید؛ اما مشاجرات سران اصولگرا تا آن سر دنیا هم مخاطب یافت!

چرا ما متوقع بودیم مردم مجدداً به اصولگرایانی اعتماد کنند که اعتماد گذشته آنان را هزینه جدل‌های بی‌سود کردند؟ 

پی نوشت: مطلب را برای روزنامه جوان نوشتم و امروز (۲۷ خرداد ۹۲) در صفحه‌ی دو روزنامه منتشر شد. اما خودم اضافاتی بر آن زدم و اینجا گذاشتمش. آسیب شناسایی ۲۴ خرداد و بررسی دلایل شکست اصولگرایان یقیناً مجال زمانی بیشتری می طلبد و لاجرم در آینده بیشتر از آن خواهیم گفت؛ بنابراین این مطلب ادعایی بر درستی کامل و جامع و مانع بودن ندارد و پذیرای نظرات دوستان است. و البته آنچه از شکست و پیروزی می گوییم، مطابق قواعد بازی های دنیایی ست…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href=javascript:void(0); title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>